تبلیغات
MRFE World - یک بازیگر همانند بقیه
 
MRFE World
مرفی یك دنیای گرم و صمیمی ، همون جایی كه دلت میخواد
                                                        
درباره وبلاگ

سلام به وبلاگ مرفی خوش اومدید.اینجا یك محیط امن و به دور از نكات بد اخلاقی برای شما خواهد بود. با همكاری و ارائه نظرات و انتقادات خوب وسازنده شما مرفی خوبتری بسازیم.لطفا در نظرسنجی های این وبلاگ نیز شركت كنید.
با تشكر جابر فیضی مدیر وبلاگ مرفی
مدیر وبلاگ : جابر فیضی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 24 آبان 1391 :: نویسنده : جابر فیضی
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می‌شد، وقتی می‌گفتند : چرا دیر می‌آیی؟*

*جواب می‌داد: یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته
باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم !*

*یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید
. . .*
بقیه در ادامه مطلب.....

* ** مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می‌زد تا
شاگردها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود*

*یک روز از پچ پچ‌های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود .
. .*


------------------------------

*مرد هر زمان نمی‌توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آن ها می‌خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد** و عذر می خواست*

*یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند . . .*


------------------------------

*مرد نشسته بود . دستی به موهای بلند و کم پشتش می‌کشید*

*به فکر فرو رفت . . .*

*باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می‌کرد !*

*ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد :*

*از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاس هایش را مرتب تشکیل می‌داد، و همه‌ی سفارشات مشتریانش را قبول می‌کرد!*

*او هر روز دو ساعت سر کار چرت می‌زد!*

*وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می‌رفت، دست هایش را به هم می‌مالید و
با اعتماد به نفس بالا می‌گفت: خوب بچه‌ها درس جلسه‌ی قبل را مرور می‌کنیم !!!*

*سفارش‌های مشتریانش** را قبول می‌کرد اما زمان تحویل بهانه‌های مختلفی می‌آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده ، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده  و ده‌ها بار به خواستگاری رفته بود . . .*

*حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد
کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!*

*اما او دیگر با خودش «صادق » نیست.*

*او الان یک بازیگر است . همانند بقیه مردم!!!*





نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها : یک بازیگر همانند بقیه،
لینک های مرتبط :




جمعه 30 تیر 1396 08:26 ب.ظ
Remarkable issues here. I am very satisfied to peer your
post. Thank you a lot and I am taking a look forward to
contact you. Will you please drop me a mail?
شنبه 10 تیر 1396 02:59 ق.ظ
I'll immediately snatch your rss as I can't find your email subscription link or newsletter
service. Do you have any? Please let me recognise so that I
may subscribe. Thanks.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 08:30 ق.ظ
Having read this I believed it was really informative. I appreciate you finding the time and effort to put this short article together.
I once again find myself personally spending way too much time
both reading and leaving comments. But so what, it was
still worthwhile!
جمعه 22 اردیبهشت 1396 10:44 ق.ظ
Thankfulness to my father who told me on the
topic of this website, this webpage is genuinely amazing.
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 06:35 ق.ظ
Hello, I do think your site could possibly be having internet
browser compatibility issues. When I look at your web site in Safari,
it looks fine however when opening in IE, it has some overlapping issues.
I merely wanted to provide you with a quick heads up!
Apart from that, great website!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:59 ب.ظ
Awesome website you have here but I was wondering if you knew of any user discussion forums
that cover the same topics discussed in this article?

I'd really like to be a part of online community where I can get suggestions from other experienced
people that share the same interest. If you have any suggestions,
please let me know. Thanks!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:09 ق.ظ
Hello I am so happy I found your blog, I really found you
by error, while I was browsing on Yahoo for something else, Anyways I am here now and would just like to say thank you for a incredible post and a all round exciting blog (I also
love the theme/design), I don’t have time to read
through it all at the minute but I have bookmarked it and also added your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read a lot more, Please do keep up the
awesome jo.
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:19 ب.ظ
Hey! Do you know if they make any plugins to protect against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked
hard on. Any recommendations?
سه شنبه 29 فروردین 1396 07:08 ب.ظ
I like the valuable info you provide in your articles.
I'll bookmark your weblog and check again here regularly. I'm quite sure I will
learn plenty of new stuff right here! Good luck for the next!
سه شنبه 29 فروردین 1396 11:30 ق.ظ
It's appropriate time to make some plans for the future and it's time to be happy.
I've read this post and if I could I wish to suggest you some interesting things
or tips. Perhaps you can write next articles referring to this article.
I desire to read more things about it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر